تبليغاتX
آرام تر از موج دریا ( كرتان )

آرام تر از موج دریا ( كرتان )
عاقبت خاك شود حُسن و جمال من و تو روز و شبان مي گذرد واي به حال من و تو
لینک دوستان
پيوندهای روزانه


[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:18 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

همیشه آغاز راه دشوار است، عقاب در آغاز پرکشیدن پر می ریزد اما در اوج، حتی از بال زدن هم بی نیاز است.

کوچک ها را دست کم نگیرید، مورچه ناچیزی ناصح سلیمان شد و عنکبوتی کوچک حافظ جان پیامبر

بزرگترین اشتباه را کسانی مرتکب می شوند که فکر می کنند فقط دیگران اشتباه می کنند.

خاک، خاستگاه  و خوابگاه ماست؛ اما خواستگاه ما نیست. از دانه بیاموزیم که از خاک می گیرد اما در خاک نمی ماند.

سجده همه فرشتگان، بهشت را از خوبان پر نمی کند، اما گمراهی یک شیطان برای پر کردن جهنم کافیست.

آدم ها خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش می کنند، همینکه باران بند آمد خیلی ها چترهایشان را جا می گذارند.

اولین بت پرست زمین، خود پرست بود و بزرگترین خدا پرست، بت شکن.

برای خوب شدن بهتر است کار خوب نکنیم، از بدی هایمان بکاهیم.

خاک، آغوشی برای مردگان است، چرا زندگان به آن دل بسته اند 

تنها در یک معامله است که بازندگان برنده اند: معامله با خدا.

پا در کفش بزرگان نکنید، کyuفش بزرگان به پا کنید..

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:24 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

          

        مرگ با گناهان آمد  جنت با نعمت ها رفت

 ترانه و موسیقی آمد  تلاوت قرآن رفت

      محبت دنیا آمد خوف آخرت رفت

 قوم پرستی آمد برادری رفت

چشم چرانی آمد آبرو رفت

وام آمد خیروبرکت رفت

اعتیاد آمدوجدان رفت

ماهواره آمد غیرت رفت

شراب آمد  ایمان رفت

دروغ آمداعتماد رفت

غیبت آمدمحبت رفت

تلفن آمد صله رحم رفت.

پول آمد همه چیز رفت. 

       

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:32 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

 

برادر و خواهرم

آنگاه که با خویش خلوت نمودی و درها را بروی خویش بسته یافته و پرده ها را کنار گشیدی و دید بشر را از خود کوته یافتی و شیطان گنه را بر تو آراست بیاد بیاور کسی که هیچ چیزی از او پنهان نمی ماند، خدایی که مورچه سیاه را در شب تاریک بر صخره سیاه می بیند و صدای پایش را می شنود.

{یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ} [نساء: ۱۰۸]

( ‏آنان می‌توانند خیانت خود را از مردم پنهان دارند ، ولی نمی‌توانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است.)

امام قحطانی رحمه الله میفرماید ::

( اذا خلوت بریبة فی ظلمة والنفس داعیة الی العصیان استحی من نظر الاله و قل له ان الذی خلق الظلام یرانی )

آنگاه که در تاریکی در معرض حرمت الهی قرار گرفتی و نفست تو را ودار به معصیت نمود از نگاه خدا شرم کن و به او بگو کسی که تاریکی را آفریده است مرا می بیند.

آری برادرم چون یوسف در خلوت خویش فریاد معاذ الله بر آور تا بر عرش مصر، نه بر عرش مصر بلکه بر سریر بهشت تکیه زنی و با حوریان در آمیزی. و بدان یکی دیگر از کسانی که در روز قیامت که انسانها در عرق خویش غرق می شوند در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد مردی است که زنی صاحب جمال و مکنت او را دعوت به فحشا می کند اما وی می گوید: من از خدای خویش می ترسم .

و بدان که زلیخا بوقت دعوت حضرت یوسف بر گناه چادری بر سر بتش کشید که او را نبیند . پس بدان که هیچ چادری دید خداوند را از محافظت تو نمی گیرد .

( ففهم ایها الغافل )

 

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 16:30 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

سلامی از صمیم قلبم به شما یاران با وفای همیشه همراه


یکی پرسید از آن گم گشته فرزند             که ای روشن گهر پیر خردمند


زمهرش بوی پیراهن شنیدی              چرا در چاه کنعانش ندیدی


بگفتا حال ما برق جهان است            دمی پیدا و دیگر دم نهان است


از این پس با شمایم 


[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 18:4 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

خدمت شما عزيزان هميشه همراه و بزگوار

با عرض پوزش مدت مديديست كه از شما بعلت مشكلات در خطوط اينترنت بدورم خيلي خيلي معذرت ميخوام

حتما براي رفع اين مشكل بنده را با دعا كردن مساعدت فرمائيد .

[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 6:28 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

   

چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي، به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به نامحرم است كه با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط اجتماعي خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و كلامي داريم و به آنها نگاه مي كنيم، نگاهي كه به هيچ وجه در آن بحث تحريك شهوت و لذت جنسي مطرح نيست، اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند، ولي نگاه هاي ادامه داري كه با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريك شدن غريزه و ميل جنسي مي انجامد، تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود. از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقي، چشم چراني هنگامي كه به صورت يك عادت مزمن در مي آيد، يك بيماري رواني تلقي مي شود و همان طوري كه بيماري ساديسم نقطه مقابل بيماري مازوشيسم است، شهوت و بيماري چشم چراني نيز نقطه مقابل بيماري خودنمايي است . خودنما فردي است كه خود را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد و چشم چران كسي است كه ازتماشا ونگاه به ديگران لذت مي برد. خودنمايي در زنها به نسبت بيشتري ديده مي شود  در حالي كه بيماري چشم چراني در مردها بيشتر رايج است. زن ها بيشتر از لمس لذت مي برند و مردها از نگاه و اين مربوط به تفاوتي است كه در آستانه تحريك آن ها وجود دارد. : اسلام براي پاكدامني پيروان خويش حتي نگاه ريبه و شنيدن سخنان نامحرم را نيز اگر از روي غرض باشد، ممنوع كرده است . اين خود هشداري بجا و حساب شده است كه تماس نامشروع با نامحرمان را كنترل و محافظت مي كند. البته رويارويي جدّي و ضروري و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب كامل اسلامي و با رعايت ادب و ساير مسايل اخلاقي اشكالي ندارد. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: در مورد رابطه نامشروع براي هر عضوي از آدمي سهمي از زنا است؛ زناي چشم، نگاه كردن، زناي زبان، سخن گفتن و زناي گوش ها، شنيدن حرام است.(( لِكُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَينُ زِناهُ النَّظَرُ وَ لِّسانُ زِناهُ الْكَلامُ وَ‌الأُذُنان زِناهُما السَّمْعُ )).خود نمايي زنان: بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان است. مردان به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا بي حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريك مي نمايند.                            

   ديده فرو پوش چون صدف            تا نشوي تير بلا را هدف

[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 6:0 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

ز دست ديده و دل هر دو فرياد هر آنچه ديده بيند دل كند ياد

بسازم خنجري نيشش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد

الحمدلله كفي و الصلاة علي محمد المصطفي و علي اله و اصحابه اجمعين . امابعد :

بدون شك خداوند متعال دروجودهرانساني نعمتهاي گرانمايه و ارزشمندي به وديعه گذاشته است

وتوصيه فرموده است كه انسانها ازآنها به نحو احسن و شايسته استفاده كنند.يكي ازنعمتهاي

ارزشمندكه در احاديث پيامبر (حبيبتان)ناميده شده است چشم است. كه اگرانسان درراه خيرو انجام

كارخيرازآن كار گيرد خوب است ولي اگر ازاين نعمت گرانقدرقدرداني نشودودرامرخيروكارهاي

شايسته كارگرفته نشود بدون شك وبال وعذاب خواهدبود . چه خوش و زيبا سروده است شاعر عرب

كل الحوادث مبدئهامن النظر ومعظم النار من مستصغرالشرر

آغازتمام حوادث از نگاه است وآتش بزرگ از اخگركوچك پديد مي آيد

لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند رها

شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد جوان و نوجواني كه به كوچه و خيابان راه مي

افتد اگر دستور اسلام را رعايت نكرده و نگاهش را كوتاه نكند و از طرف ديگركساني كه بايد حجاب و

پوشش اسلامي را رعايت كنند رعايت نكنند چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد و

نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريك خواهد شددرچنين شرايط حساس و

خطرناكي اين جوان يا بايد به عياشي فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب

مثبت دهد امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد و يا با تخيل و تصور با حالت افسرده و پريشان

زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.ايجاد نگراني و اضطراب آنچه

از مجموع آيات روايات و تجربيات كارشناسان به دست مي آيد اين است كه چشم چراني هاي هوس

آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني

افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش

هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري

به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مكالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را

رعايت كنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و

رواني براي افراد و خانواده ها، نظم ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد . به امید چنین روزی .

[ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 19:55 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]


مراد من در اين دنيادوچيزاستاول ايمان دوم تحصيل علم است

كسب علم دين برايت واجب است جهل بين تو ودينت حاجب ا ست

در پي علم چو شمع بايد گداخت كه بي علم نتوان خدا را شناخت

اي طالب علم ترك تحصيل مكن يك روز عمر خويش تعطيل مكن

برو دامن علم گير استواركه علمت رساند به دار القرار

مياموز جز علم گر عاقلي كه بي علم بودن بُود جاهلي

علم ايمان ومسلماني يقينبايدت آموخت نزد مرد دين

علم دين ميراث كل انبياء موجب ترفيع قدر اولياء

زين سبب فرمود ختم المرسليناطلبو العلم  و لو بصين

بشنو اين حق را از قول خدا ليس الانسان الا ما سعي

در پي تحصيل علم دين بكوش شهد علم دين وتقوا را بنوش

بار الها مومنان را كن نصيب علم واخلاص و عمل يا مجيب

  

[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 14:27 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]


  1- علم دولتي است پاينده ،ثروتي است زاينده ، قدرتي است غلبه كننده ، حكمتي است ارزنده ، كتابي است هدايت كننده ، نوري است درخشنده ، رحمتي است در برگيرنده ، نيروي است افزاينده ، و  مرواريدي است زيبنده .

2-كتاب بوستان مزيني است كه گلهای آن از سینه بزرگان می رویند.

3-  عمل نكردن به علم و دانش  در حكم شخم زدن و تخم نپاشیدن است .

4- هر متاعی ممكن است دزد داشته باشد ، جز متاع دانش و خرد كه از همه ی آفات مصون بوده و دارنده آن محبوب و عزیز است .

5- علم مفيد توشه ي مورد نياز را براي سفر آخرت در اختيارتان قرار مي دهد .

6-  بدترین علم ها دانشی است كه به آن عمل نگردد .

7- همه چیز چون بسیار شود خوار و ارزان گردد ، مگر علم و دانش كه هر چه بیشتر شود عزیزتر باشد .

8- تنهایی جهنم است، اما با مطالعه، این جهنم تبدیل به بهشت می شود

9- اگر دانش را به خاطر كسب درآمد فرا می گیرید به حق آنهایی كه به خاطر خود ، علم و دانش اندوخته اند تجاوز كرده اید.

10-  جمال و زیبایی با لباس نیست كه تو خودت را با آن زینت می دهي بلكه به علم است كه بر آن عامل باشي .

11- علم به منزله مكتوب خداوند است به بشریت ، هر كس این مكتوب را دقیق تر بخواند و معانی حقیقی آن را بفهمد، به قدرت و عظمت و تد بیر قا در متعال بیشتر پی می برد .

12-  كسي كه در طلب علم باشد پس مسلماً بهشت در طلب اوست . و هركس درطلب معصيت وگناه باشد پس دوزخ در طلب اوست .

13- بزرگ قوم اگر علم و دانش نداشته باشد هنگامي كه بزرگان وعالمان اطراف او را مي گيرند كوچك وخوار است .و لي كوچك قوم اگر عالم باشد وقتي در محافل و مجالس ظاهر مي شود بزرگ است .                                                                                                                                       14- هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود ، جز ظرف علم كه هر چه در آن جاي میدهي وسعتش بيشتر مي شود.

15- اگر عالمان و دانشمندان و صاحبان قلم نبودند زنادقه وكافران بر منبره خطبه مي خوانند .


ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم مهر 1390 ] [ 8:37 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

گفتم :  در گروه خودتان چه کاره ای؟

گفت : دروازه بان دلم

گفتم :این هم شد کار برو تو خط حمله

گفت :فکرم از دروازه مطمئن نیست دلم یک دروازه است اگر کنترل نکنم پی در پی گل میخورم

گفتم :  چه گلی؟

گفت :گل گناه و هوس و غرور و گل دوستیهای حساب نشده و غفلت از آینده

گفتم :  چطور است جمع شویم وبا تیم ابلیس مسابقه دهیم؟

گفت :به شرط اینکه خودم دروازه بان باشم.چون میدانم که از چه زاویه ای توپ گناه را به طرف دروازه دلها شوت میکند

گفتم :  قبول.ولی از کجا این تجربه را کسب کرده ای؟

گفت :زاویه حمله ابلیس (غفلت)است و (غرور).وقتی چراغ یاد خاموش می شودغرور به دشمن(گرا)می دهد آنگاه گل گناه دروازه دل را میگشاید.شیطان حریف قدرتمندی است نمیشود آن را دست کم گرفت

گفتم :  پس تو خط دفاع را بیشتر دوست داری؟

گفت :آدم اگر نتواند دفاع خوبی داشته باشدمهاجم خوبی هم نمی شود

گفتم :  دیگر کدام زاویه را باید مراقب بود؟

گفت :   خواهی نخوری ز تیم ابلیس شکست

باید به دفاع از دل و دیده نشست

چون شوت شود بسوی دل توپ گناه

دروازه دل به روی آن باید بست

گفتم : دروازه بانی هم عجب لذتی دارد

گفت : به شرط آنکه گل نخوری و حمله شیطان را دفع کنی.(جهاد با نفس)به همین جهت بالاترین مبارزه هاست . 

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ 7:48 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

فرزندان پيامبر ( صل الله عليه و سلم )

قاسم ـ زینب ـ عبدالله ـ رقیه{مادر عبدالله پسر عثمان} ـ ام کلثوم ـ فاطمه

رقیه و ام کلثوم همسران حضرت عثمان میباشد(حضرت رقیه فوت کرد وسپس با ام کلثوم ازدواج کردند)

فاطمه همسر حضرت علی می باشد{ نام فرزندان از این همسرحضرت علی؛ حسن حسین زینب ـ ام کلثوم(همسر حضرت عمر )}

[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 18:43 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

کم کم غــــــروب ماه خـــدا دیده مـــیشود                                                                                                            صد حیف ازین بســاط که برچیده میشـــــود

در ایـن بـــــــهار رحمـــــت و غــــفـران و مغفرت                                                                                                   خوشبخت آن کسیست که بخشیده می شود

[ چهارشنبه نهم شهریور 1390 ] [ 20:5 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]

پيامبر اكرم ( صل الله عليه و سلم ) مي فرمايند . دنيا به مانند مرداريست و طلب كنندگان آن سگان هستند .

كسى كه دنيا را دوست دارد به آخرتش ضرر مى رساند، و كسى كه آخرت را دوست دارد، به دنيايش ضرر مى زند. پس ‍ آخرت را بر دنيا، و بقاء را بر فناء ترجيح دهيد.

از حكيمى پرسيدند: دنيا براى كيست ؟ گفت : براى كسى كه آن را ترك كند.

پرسيدند: آخرت براى كيست ؟ گفت : براى كسى كه آن را طلب كند.

حكيمى گفت : دنيا ويرانه اى بيش نيست و ويران تر، دل كسى است كه آن را آباد كند. و بهشت آبادانى است و آبادتر، قلب كسى است كه آن را مى طلبد.

بزرگي مي فرمايد . عاقل دنيا را ترك كند، پيش از آنكه دنيا او را ترك گويد، و قبرش را بسازد قبل از آنكه داخل آن شود، و پروردگارش را قبل از ملاقات از خود راضى كند . 

مثل دنيا، مثل آب دريا است . انسان تشنه هر اندازه بيشتر بنوشد، عطش او زياد تر مى شود تا اينكه او را هلاك كند.

[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 7:33 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]


                                                 هارون در بازگشت از مكه مدتى در كوفه اقامت كرد. روزى با بهلول مواجه شد كه با صداى بلند او را مى خواند.

هارون به خشم آمد و گفت : آيا مرا مى شناسى ؟
بهلول : آرى ! تو را خوب مى شناسم .
پرسيد: من كيستم ؟
پاسخ داد: تو كسى هستى كه اگر در شرق عالم به كسى ستم شود و تو در غرب عالم باشى ، خداوند روز قيامت از آن ستم از تو باز خواست مى كند.
هارون گريست و گفت : حال مرا چگونه مى بينى ؟
بهلول : بر قرآن عرضه كن . خداوند مى فرمايد:
اِنَّ الاَبرارَ لَفى نَعيمٍ وَ اِنَّ الفُجارَ لَفى جَحيمٍ
هارون : اعمال ما چگونه است ؟
بهلول : اِنَّما يَتَقبَّلُ مِنَ المُتَّقينَ
هارون : آيا خويشاوندى ما با رسول خدا كارساز نيست ؟
بهلول : فَإِذا نُفِخَ فىِالصُّورِ فَلا اَنسابَ بَينَهُم
هارون : آيا شفاعت شامل حال ما نمى شود؟
بهلول : يَومَئذٍ لاتَنفَعُ الشَّفاعَةُ اِلا مَن اَذِنَ لَهُ الرَّحمانُ وَرِضىَ لَهُ قَولا
هارون : حاجتى دارى برايت رواكنم ؟
بهلول : آرى ، گناهانم را ببخشى و مرا داخل بهشت گردانى .
هارون : اين در اختيار من نيست . لكن مى دانم قرضى دارى مى توانم قرضت را اداء كنم .
بهلول : الدين لايقضى بدين اد اموال الناس اليهم .
يعنى دين با دين ادا نمى شود. تو اموال مردم را به صاحبانش برگردان .
هارون : آيا دوست دارى دستور بدهم تا آخر عمر به تو مستمرى بدهند.
بهلول : آيا مى پندارى خداوند ترا به ياد دارد و مرا فراموش كرده است !؟
 

[ شنبه چهارم تیر 1390 ] [ 7:17 ] [ حسین حکیمی كرتانی ]
درباره وبلاگ

کرتان روستای در جنوب شرقی شهرستان سیریک در محدوده خور آذینی با مردمانی از دل دریا
با متانت و گذشت با شرایط محیط در این خطه سکنی گزیدند و اقوامی در این شهر با کوله باری از
فرهنگ بلوچ مکران خود را آویخته این نام و نشان کردند . شهدوزهی ، گهرام زهی ، رحمت زهی
، شیح ، حاجی زهی ، از طوایف مختلف با یک فرهنگ کنار هم به ساده زیستی را رقم می زنند .
و اکثر مردمان این دیار صیاد و ازاین طریق امرار معاش می کنند .

و در پایان :

خوشبختی ما در 3جمله است:

تجربه از دیروز

استفاده از امروز

امید به فردا

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار